خرید بک لینک
یک رابطه ی خوب که بتوان بهش افتخار کرد، چیزی فراتر از قراردادِ ترکمانچای و عهدنامه ی گلستان است که آدم بیاید تکه ای از جغرافیای تن و روانش را به نامِ کسی سند بزند.. ببین اینکه کسی آدم را برای خودش،بر

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

هزاران خطّ قرمز هر طرف ناگاه پیدا شد دهانم بسته شد، چشمم به روی رازها وا شد نشستم روبرویش، گفت: "میبُرّم زبانت را" سخنهایی که در دل داشتم ناگفته حاشا شدبه من گفت: از دلِ خونت نگو... از باورت بگذر! د

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

بی تفاوت گشته ام دیگر ، و حالم بهتر است
چندروزی هست،اوضاعم سر وسامان تر است
راه ، بسیار است در رفع و رجوعِ غم ولی ؛
بی خیالی از تمامِ راه ها ، آسان تر است !!!

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

برایم مهم نیستکسی که از من گذشت؛می خواهد با یک نفر ادامه دهد،یا با صد نفر !چیزی که او را مهم می کرد؛علاقه و تعهدش به من بود!بدونِ این ها،همه را به یک چشم می بینم ..

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

بعضی آدم هاسعی می کنند حقارتشان را با تحقیرِ دیگران بپوشانند...توهین می کنند ، افترا می زنند ، و برچسب های زننده می چسبانند...با این آدم هایِ "بی فکر" کاری نداشته باشید...این ها اگر قدرتِ تفکر داشتند

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

مهندسی نیاز به رشته های جدید دارد!مثلا مهندسیِ ساختن حالِ خوب و تعمیرِ آدم های افسرده،ساختنِ یک قلبِ بی خط و خش،یا مهندسی ساختنِ یکـ منحنی روی لب...و حتی ساختن ذهنی بی عیب و نقص برای بیمارانِ ناتوانی

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

خبرِ خوب این است که روزی کسی میاید ...در میانِ روزهای خاکستری تان ، دست هایتان را خواهد گرفت . گرمتر ، صمیمی تر و هزار بار عاشقانه تر ...کسی که شبیه به آفتابِ بعد از یک روزِ برفی ، به تنِ روزهای سردتا

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

بهترین حسِ دنیا شاید اینِ که یکی تو زندگیت باشه که تو رو اندازهی همهی آدمایی که دوسِت ندارن، دوست داشته باشهو اندازه همه آدمایی که بهت زخم زدن مرهمت باشه... یدونه از اینا پیدا کنین بچسبین بهش☺️♥️

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

آخرین شبِ قَدر که تموم میشه ، سحرِ بیست و سوم که میرسه ، خاص ترین حال و هوایِ رمضان میرسه .. تویِ این ثانیه های آخر ، دلمون میخواد دستِشو بگیریم و هِی ببوسیم و بگیم تو رو به خودِت قَسَم، به بزرگیِ خو

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشدبعد از این دیدن او فرض محالت باشد از خدا ساده بپرسی که تو اصلا هستی !؟گریه ات باعث تکرار سوالت باشد چمدان پر بکنی خاطره ها را ببری عکسهایش همه عمر وبالت باشدروز و شب قصه

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت: 19:52

صفحه بندی